در زیست شناسی بافت مجموعهای از سلولهای مشابه است که بر روی هم کار مشخصی را انجام میدهند. به عبارتی دیگر،بافت:گروهی از سلول ها هستند که هماهنگ با یک دیگر وظیفه ای را انجام می دهند. به دلیل پیچیدگی بدن انسان، یک سلول نمیتواند همه عملکردهای مورد نیاز بدن را انجام دهد.
بدن انسان چهار نوع بافت اصلی دارد:
بافت ماهیچه ای
بافت ماهیچه ای (به انگلیسی: Muscle tissue) بافتی نرم است که ماهیچه ها را در بدن جانوران می سازد و توان درهم کشیده شدن یا انقباض را به ماهیچه ها می بخشد. این بافت در دورهٔ رشد جنینی از فرایندی به نام ماهیچه زایی پدید میآید. و مسیر تشکیل آن با تاندون و رباط ها متفاوت است. بافت ماهیچه ای از سلول های کشیده ای به نام فیبرهای عضلانی تشکیل میشود. این بافت مسئول حرکات استخوان و مفاصل در بدن و محافظت از ستون مهره ها است. ماهیچه ها حاوی پروتئین های خاصی هستند که با انقباض خود به استخوان و اسکلت نیرو وارد می کنند. انواع بافت ماهیچه ای از نظر عملکرد و موقعیت در بدن متفاوت هستند. اعمال بافت ماهیچه ای ارادی و غیر ارادی هستند. به عنوان مثال وقتی توپی را شوت میکنیم انقباض و انبساط عضلات پا ارادی است اما واکنش ما نسبت به نور زیاد به سمت چشم و یا تپش قلب غیر ارادی است.
در پستانداران بافت ماهیچه ای از نظر ساختار و عملکرد به سه دسته تقسیم بندی میشود:
عضله مختطط و ارادی: عضله اسکلتی به صورت مخطط و تحت کنترل ارادی، توسط تاندونها یا در برخی نقاط بدن توسط رباط ها، به استخوان متصل و حرکت و حفظ وضعیت بدن از طریق انقباض و انبساط آن به استخوانها منتقل میشود. در یک مرد بالغ به طور متوسط 42٪ و در یک زن بالغ حدود ۳۶ درصد از توده بدن از عضله اسکلتی تشکیل شده است.
عضله مخطط، برخلاف عضله صاف، خطوط کششی دارد. عضلات اسکلتی به صورت دسته های منظم و موازی مرتب شدهاند. عضلات مخطط در اثر انفجارهای کوتاه و شدید منقبض و شل میشوند. هسته سلولهای عضلانی اسکلتی محیطی و بیضوی هستند. هنگامی که زیر میکروسکوپ مشاهده میشود، ترتیب آکتین و میوزین به عضله اسکلتی ظاهری مخطط میدهد.

عضله صاف: عضله صاف، فاقد ساختار مخطط و عملکرد غیر ارادی است و در دیواره اندام ها و ساختارهایی مانند مری، معده، روده، برونش، رحم، مجرای ادرار، مثانه، رگهای خونی و عضله رحم وجود دارد. عضلات صاف انقباضات طولانیتر یا حتی دائمی دارند. سلولهای بافت عضله صاف به صورت دوکی با یک هسته مرکزی شکل هستند و رشتههای انقباضی این سلولها عمود بر هم قرار گرفتهاند به همین دلیل عضله صاف مخطط به نظر نمیرسد.

عضله مخطط قلبی: در مهره داران یک بافت عضلانی به نام عضله قلبی (میوکارد) وجود دارد که فقط در قلب یافت میشود. این عضله از نظر ساختار شبیه به عضله اسکلتی است اما تحت کنترل ارادی نیست. عضلات قلبی و اسکلتی به این دلیل که دارای سارکومر هستند، به صورت خطی قرار میگیرند و در چیدمان بسیار منظم قرار میگیرند. سلولهای سازنده عضله قلب در زوایای شاخهای و نامنظم به هم متصل میشوند. انقباضات عضله قلبی به صورت خودکار و با یک ریتم مشخص صورت میگیرد.

بافت پوششی
بافت پوششی از لایهای از سلولها تشکیل شده است که سطح داخلی و خارجی بدن را میپوشاند و از آن محافظت میکند. بافت پوششی مواد را در حین ترشح، جذب و دفع به داخل و بیرون خون میبرد. بافت پوششی بدن خیلی سریع از بین میرود و به همین دلیل سلولهای پوششی در تولید مثل بسیار فعال هستند.
معمولاً شبکهای کوچک در هر بافت پوششی وجود دارد. این شبکه با سلولهایی که خیلی نزدیک به هم قرار میگیرند، لایههای سلولی به وجود میآورد. غشایی نازک و رطوبتپذیر به بافت پوششی متصل است و تا لایه زیری بافت همبند ادامه دارد. بافت پوششی از سلولهای متفاوتی تشکیل شده است که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، شکلهای گوناگونی دارند. دو دستهبندی بافت پوششی از این قرارند:
بافت پوششی ساده
بافت پوششی ساده فقط یک لایه سلول در غشای زیرین دارد، بسیار نازک و شکننده است و فقط در قسمتهایی از بدن که نسبتاً محافظت شدهاند مثل پوشش قلب و رگهای خون دیده میشود. این بافت در پوشش دستگاه گوارشی و سطح ریهها در قسمتی که نازکی آن مزیتی برای جذب سریعتر است نیز وجود دارد. چهار نوع بافت پوششی ساده وجود دارد که بر اساس شکل و عملکردشان نامگذاری میشوند.
بافت پوششی پیچیده
محافظت از ساختار زیرین، عملکرد اصلی بافت پوششی پیچیده است. بافت پوششی پیچیده دو یا چند لایه سلول دارد. دو نوع بافت پوششی اصلی وجود دارد
بافت پوششی مطبق که از چندین لایه سلول با شکلهای مختلف تشکیل شده است. در لایههای عمیقتر، سلولها شکلی استوانهای دارند و همانطور که رشد میکنند و به سطح میآیند، صاف میشوند.
بافت پوششی متغیر که از چند لایه سلول گلابیشکل تشکیل شده است که به مرور کش آمده و تغییر شکل میدهند. این نوع بافت در پوشش رحم، مثانه و لگنچه کلیوی دیده میشود.
از نظر شکل سلولها، سه نوع بافت پوششی وجود دارد:
بافت سنگفرشی (Squamous Epithelium): بافت پوششی سنگفرشی دارای سلولهایی است که از عرض آنها از ارتفاعشان بیشتر است. این نوع بافت در پوشش داخلی دهان، مری، رگهای خونی و آلوئولهای ریه دیده میشود.
ستونی(Cuboidal Epithelium): سلولهای این نوع بافت پوششی، ارتفاع بیشتری از عرض خود دارند. پوششی ستونی را میتوان به پوششی ستونی مژکدار و پوششی ستونی غدهای طبقهبندی کرد.
مکعبی (Columnar Epithelium): دارای سلولهایی است که طول و عرض آنها تقریباً یکسان هستند.
بافت همبند یا پیوندی
بافت پیوندی یا بافت همبند (به انگلیسی: Connective tissue) همان بافت پیوندی است که ازجمله کارهای آن حفاظت و پشتیبانی از بافتهای دیگر است. بهطور خلاصه، سلولهای بدن به چهار نوع بافت پایه به نامهای پوششی ، پیوندی ، ماهیچه ای و عصبی سازماندهی میشوند. فراوانترین بافت در بدن انسان، بافت پیوندی است. غضروفها، استخوانها و خون جزء بافت پیوندی محسوب میشوند. این بافت علاوه بر حفاظت و پشتیبانی از بافتهای دیگر، باعث ارتباط ساختارهای بدن نیز میگردد. مشارکت در تبادل مواد غذایی و ترمیم بافتی از وظایف دیگر بافت پیوندی است.
بافت همبند را می توان در یک چهارچوب منظم دسته بندی کرد. ۸ نوع بافت همبند وجود دارد که عبارتند از بافت همبند غضروف، پیوندی سست، پیوندی مشبک یا شبکه ای، متراکم، خون، استخوان، چربی و لنفوئیدی هستند. اما در یک تقسیم بندی دیگر بافت پیوندی را می توان به دو نوع بافت اختصاصی و ساده تقسیم کرد. چهار نوع بافت های همبند خون، استخوان، غضروف و بافت لنفاوی جزء بافت اختصاصی می باشند. این نوع از بافت ها با این که شباهت زیادی به بافت های ساده دارند، اما دارای ویژگی های خاصی هستند.
به حالت کل و اجزای تشکیل دهنده بافت های همبند معمولی، بافت ساده گفته می شود. این بافت دارای بخش های مختلف یک بافت همبند مانند سلول های مختلف، ماده ی زمینه ای خارج سلولی و الیاف خارج سلولی می باشد. هر جا اصطلاح بافت پیوندی به کار گرفته می شود، منظور بافت همبند ساده می باشد.
بافت همبند سست :
منعطف ترین نوع بافت همبند که باعث اتصال پوست به ماهیچه های زیرین می شود، بافت همبند سست می باشد. همچنین این بافت که با وجود انعطاف پذیری، محکم می باشد، اطراف بیشتر اعضای بدن و حتی بین آن ها را پر می کند. طوری که اطراف یک یک رگ های خونی را برای حفظ آن، بافت همبند سست پر می کند. ماده ی زمینه ی این بافت از گلیکوپروتئین می باشد که رنگ شفاف صورتی به آن می دهد. این بافت دارای تعدادی سلول های ماکروفاژ و فیبروبلاست می باشد.

بافت همبند مشبک :
سلول های شبکه که فیبروبلاست اصلاح شده می باشند، تولید کننده بافت همبند مشبک می باشند که کلاژن نوع ۳ تشکیل دهنده ی آن می باشد. سلول های شبکه، الیاف بافت پیوندی را به صورت یک شبکه منظم می سازند. اما در مقایسه با تولید بافت نامنظم متراکم، بافت همبند شبکه ای ظریف تر و نازک تر بوده و پیوند بین سلول های شبکه و الیاف آن وجود دارد. بافت مشبک عملکردهای مختلفی در بدن دارد، مانند فراهم کردن شرایط برای عبور و اتصال گلبول های سفید خون، فیلتر کردن عروق لنفاوی و پشتیبانی و حفظ استرومای اندام های بدن مانند لنفوئید، از جمله ی آن ها می باشند. محل این بافت در بدن در طحال، مغز استخوان و غدد لنفاوی می باشد.
بافت همبند متراکم :
این بافت نسبت به بافت سست، دارای سلول های کمتر و اما الیاف کلاژنی بیشتر در ماتریکس خارجی می باشد. دو نوع بافت همبند منظم و نامنظم وجود دارد. بافت متراکم منظم که تاندون ها و رباط ها نمونه هایی از وجود آن هاست، دارای الیاف کلاژنی منظم در یک جهت هستند. مقاومت کششی این بافت نیز در همان راستای الیاف کلاژن ها می باشد. اما بافت متراکم نامنظم که در درم پوست و غدد و همچنین دیواره اندام ها وجود دارند، دارای الیاف کلاژنی و فیبرهای جهت گرفته به شکل تصادفی در همه ی جهات می باشند. این بافت ها شکل سه بعدی از این الیاف را دارند که در مقابل کشش از همه جهات مقاوم می باشند.

بافت همبند غضروفی :
غضروف ها بین استخوان ها و در محل مفاصل آن ها قرار گرفتند تا حرکت آن ها را آسان تر بکنند. بافت غضروف ها نیمه جامد و بدون شبکه می باشد. علاوه بر مفاصل استخوان ها، این بافت در بینی، لاله گوش، نای و حنجره بخشی از این اندام ها می باشند. این بافت از سلول های غضروفی، ماده ی زمینه ای نیمه جامد، رشته های الاستیک و سلول های بافت پیوندی تشکیل شده اند. غضروف ها به سه نوع هیالین (غضروف بینی، حنجره، مفاصل و … وجود دارد)، غضروف الاستیک (در اپی گلوت، دیواره گوش خارجی و غضروف میخی حنجره است) و فیبروکارتیلاژ (در دیسک های مفاصل، مینیسک زانو، دیسک های بین مهره ای و … دیده می شود) وجود دارند.

بافت همبند استخوان :
این بافت محکم ترین نوع بافت همبند می باشد که دارای ترکیبات کلسیم دار و رشته های کلاژنی در ترکیب ماده ی زمینه ای خود می باشند. ترکیبانت فسفات کلسیم در آن، به این بافت، مقاومت فشاری بالا را می دهد. داخل استخوان ها دارای بافتی با تخلخل بیشتر بوده و رگ های خونی در آن بیشتر است اما میزان تخلخل در لایه بیرونی استخوان ها کم (۵ تا ۳۰ درصد) می باشد. بافت استخوان ها نیز از ماده ی زمینه ای، ماتریکس خارج سلولی و الیاف از نوع کلاژن ۱ تشکیل شده است. سلول های ماتریکس خارجی شامل استئوبلاست ها، استئوسیت ها و استئوکلاست ها می باشد که وظیفه ترمیم استخوان های شکسته را بر عهده دارند. لاملا نیز لایه های دایره ای شکلی هستند که در بردارنده ی ماتریکس استخوان می باشند.

بافت همبند خون :
بافت پیوندی خونی که دارای اجزای سلولی و خارج سلولی می باشد، یک بافت همبند ویژه و اختصاصی می باشد. این بافت وظیفه رساندن مواد محلول و سلول ها را به تمام بدن بر عهده دارد. سلول های خونی که شامل گلبول های سفید، گلبول قرمز و پلاکت ها هستند و ماتریکس خارج سلولی خون نیز پلاسماست که متشکل از گازها، هورمون ها، مواد مغذی و زاید، آب، پروتئین و الکترولیت ها می باشد.

بافت همبند چربی :
بافت پیوندی چربی که بیشتر در کف دست و پاها، اطراف کلیه، لایه بیرونی گوش و اطراف قلب وجود دارد، دارای سلول های چربی زیادی متشکل از لیپیدها می باشد. این بافت می تواند یک منبع مهم ذخیره انرژی در بدن باشد. چند فیبر کلاژن در ماتریکس بافت پیوندی چربی وجود دارد. دو نوع بافت چربی سفید و قهوه ای در بدن وجود دارد. بافت چربی سفید که لیپید دایره ای شکل دارد، ذخیره انرژی و پشتیبانی از اندام ها را بر عهده دارد. همچنین به عنوان یک غده درون ریز محسوب می شود، چون می تواند هورمونی مانند گرلین را ترشح کند. این نوع بافت چربی در کره چشم، کلیه ها، پوست نواحی شکم، ران و پشت وجود دارند. چربی قهوه ای که در بدن نوزادان بوده و وظیفه تولید گرما را بر عهده دارد، حاوی ذرات چربی می باشد.

بافت همبند لنفوئیدی :
بافت لنفوئیدی که شامل سلول های ایمنی بدن برای دفاع از آن هستند، از تعداد زیادی لنفوسیت تشکیل شده اند. پوست به عنوان اولین محافظ بدن، دارای لایه اپیتلیوم می باشد که از آن در برابر میکروارگانیسم های حمله کننده، محافظت می کند. طحال، تیموس، لوزه ها و غدد لنفاوی، به عنوان اندام های لنفاوی هستند که به آن ها بافت شبکه ای نیز گفته می شود.

عملکرد بافت پیوندی :
بافت های پیوندی با توجه به نوع سلول ها و فیبرهایی که دارند می توانند اعمال مختلفی را در بدن انجام دهند. بافت همبند متراکم و سست می تواند اکسیژن و مواد مغذی را به سلول ها منتقل و دی اکسید کربن و مواد زاید را از سلول ها بگیرد. بافت پیوندی می تواند از بدن در مقابل فشارهای وارد شده و نیروهای کششی محافظت کند. بافت پیوندی متراکم در تاندون ها، رباط ها و حتی در قرنیه چشم وجود دارند. بافت الاستیکی که وجود دارد می تواند بدن را در مقابل نیروهای کششی مقاوم کند. وجود این بافت ها در خون که از نوع الیاف مشبک می باشند، وظیفه فراهم کردن استروما به عنوان ساختار پشتیبان را بر عهده دارد.
پاسخ به واکنش های التهابی و دفاع ایمنی توسط سلول هایی مانند ماکروفاژها، ائوزینوفیل ها، ماست سل ها، سلول های پلاسما و … انجام می شوند که در بافت پیوندی سست وجود دارند. ذخیره انرژی در بافت های همبند چربی انجام می شود که نقش عایق حرارتی را برای بدن دارند. بافت پیوندی دارای عملکردهای متفاوت زیاد دیگری است که در بدن انجام می دهند و در اینجا فقط به برخی از این مواد اشاره شد.
بافت عصبی
بافت عصبی بخش اصلی سیستم عصبی را میسازد. سیستم عصبی عملکردها و فعالیتهای بدن را تنظیم و کنترل می کند و از دو قسمت سیستم عصبی مرکزی (CNS) شامل مغز و نخاع و سیستم عصبی محیطی (PNS) شامل شاخه های اعصاب محیطی تشکیل شده است.
اجزای بافت عصبی
سلولهای تشکیل دهنده بافت عصبی عبارتند از:
نورونها: نورونها سلولهای اختصاصی بافت عصبی و دارای سه بخش آکسون، جسم نورونی و دندریت هستند و به سه دسته تقسیم میشوند:
نورونهای آوران یا حسی (Sensory neurons): پیامهای عصبی را از اندامها دریافت میکنند و به سیستم عصبی مرکزی انتقال میدهند
نورونهای وابران یا حرکتی (Motor neurons): دستورات را از سیستم عصبی مرکزی دریافت میکنند و به اندامهای هدف مانند عضله یا غدد، منتقل میکنند.
نورونهای بینابینی (Interneurons): در برخی قسمتها، نورونهای بینابینی، بین دو دسته نورون حسی و حرکتی ارتباط برقرار میکنند. عملکرد این نورونها به یک ناحیه محلی در مغز یا طناب نخاعی محدود است.
نوروگلایا: یا سلولهای گلیال یا گلیا، به انتشار سیگنال عصبی کمک میکنند و همچنین مواد مغذی را به سلولهای عصبی ارائه می دهند. در واقع وظیفه اصلی آنها پشتیبانی از نورونها است.
نورونها را میتوان از نظر ساختاری به انواع زیر تقسیم کرد:
نورون های چند قطبی (Multipolar neurons): شاخههای بیشتری از جسم سلولی این نورونها خارج شده است. نوع اصلی نورون در سیستم عصبی مرکزی و شامل هر دو نوع نورون حسی و حرکتی هستند.
نورون های دو قطبی (Bipolar neurons): نورون های حسی که دارای دو فرایند هستند و مسیر انتقال سیگنال در آنها دو طرفه است و دارای یک آکسون و یک دندیت هستند.
نورونهای تک قطبی کاذب (Pseudounipolar neurons): نورون های حسی که دارای یک فرایند هستند و به دو شاخه آکسون و دندریت تقسیم میشوند.
نورونهای تک قطبی (Unipolar brush cells): نورونهای بینابینی گلوتاماترژیک تحریکی هستند که یک دندریت کوتاه منفرد دارند و در یک توده از دندیتها ختم میشوند. این نورونها در بخش دانهدار مخچه دیده میشوند.

انواع بافت عصبی
در سیستم عصبی مرکزی دو نوع بافت عصبی وجود دارد:
ماده خاکستری: از اجسام سلولی، دندریت ها، آکسونهای بدون میلین، آستروسیتهای پروپلاسمی، الیگودندروسیتهای ماهوارهای (فاقد میلین)، میکروگلیاها و تعداد اندکی آکسون میلیندار تشکیل شده است.
ماده سفید: از آکسون های میلین شده، آستروسیت های رشتهای، الیگودندروسیتهای میلین دار و میکروگلیا تشکیل شده است.
سیستم عصبی محیطی نیز شامل دو نوع بافت عصبی است:
بافت گانگلیون: از اجسام سلولی، دندریتها و سلولهای گلیال ماهوارهای تشکیل شده است.
اعصاب: آکسونهای میلین دار و بدون میلین، سلولهای شوان احاطه شده توسط بافت همبند را شامل میشود.
سه لایه بافت همبند اطراف هر عصب عبارتند از:
اندونوریوم(Endoneurium): هر آکسون یا فیبر عصبی توسط اندونوریوم احاطه شده است که به آن لوله ، کانال یا غلاف اندونوریایی نیز گفته می شود. این یک لایه نازک ، ظریف و محافظ از بافت پیوندی است.
پرینوریوم (Perineurium): هر عصب حاوی یک یا چند آکسون توسط پرینوریوم محصور میشود. این بافت همبند دارای هفت یا هشت لایه متحدالمرکز است و نقش بسیار مهمی در محافظت و حمایت از رشتههای عصبی و همچنین جلوگیری از عبور مولکولهای بزرگ از اپینوریوم به داخل یک فاسیکول (دسته فیبرهای عضلانی) دارد.
اپینوریوم (Epineurium): خارجیترین لایه بافت همبند متراکم است که عصب محیطی را محصور کرده است.
کار بافت عصبی چیست؟
تشکیل شبکه ارتباطی سیستم عصبی با انتقال سیگنالهای الکتریکی در سراسر بافت است. در سیستم عصبی مرکزی، ماده خاکستری حاوی سیناپسها برای پردازش اطلاعات مهم است. ماده سفید حاوی آکسونهای میلین شده، اتصال عصبی را بین مناطق ماده خاکستری در سیستم عصبی مرکزی متصل و تسهیل میکند. در سیستم عصبی محیطی، بافت گانگلیون، حاوی اجسام سلول و دندریتها، دارای نقاط رله برای تکانههای بافت عصبی است. بافت عصبی حاوی بستههای آکسون میلین شده، دارای تکانه های عصبی بالقوه عمل هستند.
منابع: microanatomy web/ thoutco.co/مجله فرادرس/ میتارنتیا /




